در حوزه انتخابیه لارستان ، خنج و گراش در اکثر دوره ها به جز یک مورد که آن هم با شرایط خاص انتخاب شد نمایندگان این حوزه لاری بوده اند . شاید این سوال برای همه پیش بیاید که همیشه باید نماینده لارستان یک لاری باشد ؟ متاسفانه این تفکری است که در میان برخی از افراد در شهر لار وجود دارد و دوست ندارند غیر لاری به مجلس برود . مثلا در صبح انتخابات اگر به حوزه های رای گیری شهر لار مراجعه کنیم خلوت هستند اما بعد از ظهر افراد اوضاع منطقه را رصد نموده و اگر دیدند جو به نفعشان است که هیچ و اگر به نفع یک کاندیدای غیر لاری است همه هجوم برده و به یک کاندیدای خاص به قول خودشان « لارنه خومو » رای می دهند تا غیر لاری انتخاب نشود . گواه گفتار ما مقاله ای است که در وبسایت میلاد لارستان با عنوان « اجماع؛ یک الزام » منتشر شده که بخش پایانی آن را مرور می کنیم : « در نتیجه، آنچه می تواند باعث نفع عمومی، منطقه ای و حتی فردی شود، تأکید بر اصل اجماع است که می بایست توسط کاندیداهای محترم، گروه های مردمی، احزاب سیاسی، تشکل ها، رسانه ها و اقشار مختلف مردم مورد توجه قرار گیرد و از شکست در انتخابات و تبعات منفی جبران ناپذیر جلوگیری کرد » همانگونه که در متن مشاهده می شود نویسنده محترم از کاندیداهای لاری خواسته با هم اجماع نمایند تا شکست نخورند . در اینجا این سوال مطرح می شود : شکست از چه کسی ؟ آیا کاندیداهای غیر لاری رقیب یا یک دشمن هستند که نباید از آن ها شکست خورد ؟ یا اگر یک غیر لاری انتخاب شود موجب می شود که به لارستان خسارت جبران ناپذیری وارد شود؟
متاسفانه این تفکر باعث شده که مرکز نشینان به جای این که به حل مشکلات مردم حوزه خود بپردازند ، توابع خود را به عنوان رقیب بینند . چه اشکالی دارد که همچون شهرستان های همجوار مثل داراب و بستک یک روستایی به مجلس برود . به عنوان مثال نماینده سه شهرستان بستک ، بندر لنگه و پارسیان یک روستایی است و اکثر نمایندگان داراب نیز غیر دارابی بوده اند .
همین تفکر باعث شده یک نوع مرکز گریزی در لارستان به وجود بیاید و اکثر افراد این حوزه دوست ندارند به کاندیدای لاری رای بدهند . در سفری که چند روز پیش به برخی از مناطق لارستان داشتم این موضوع به وضوح قابل مشاهده بود و مردم به جزمرحوم نخبه که به نیکی از ایشان یاد می نمودند از بقیه نمایندگان لاری راضی نبودند و می گفتند برای ما هیچ کاری انجام نداده اند و فقط در زمان انتخابات آن ها را می بینیم و پس از آن که رای آوردند حتی به تلفن های ما هم جواب نمی دهند .
آن مسوول لاری که تا کنون حتی پایش را به نزدیک ترین روستای نزدیک لار نگذاشته چگونه می تواند درد روستاییان مناطق محروم لارستان را بفهمد؟ برای تایید این موضوع باید بگویم چند سال قبل جلسه مربیان پرورشی در یک از مدارس لار برگزار شد . در این جلسه یکی از مسوولین آموزش و پرورش که بیست سال پس از پیروزی انقلاب برای اولین بار به منطقه درز و سایبان رفته بود گفت : «وقتی محرومیت آن ها را دیدم دلم برایشان سوخت و یک آب گرم کن برای آن ها فرستادم . » آیا مشکل این روستایی محروم نداشتن آب گرم کن است ؛ یا وام های کمر شکنی است که برای رونق کشاورزی اش از بانک ها دریافت نموده و به دلیل خشک سالی های متوالی از عهده بازپرداخت آن بر نیامده و حتی روزانه بر جریمه های آن افزوده می شود ؟ چه اگر این کشاورز منطقه محروم که روزی به قول خودشان با مرودشت رقابت می کردند ، کشاورزی اش رو به راه بود ، یک آب گرم کن که هیچ حتی ده ها آب گرم کن می توانست بخرد.
چه کسی باید به درد آن روستایی که در دورترین نقطه لارستان و هم مرز استان های هرمزگان و کرمان زندگی می کند توجه کند ؟ او 37 سال پس از پیروزی انقلاب تنها خواسته اش از مسوولین لارستان احداث یک پل است تا بتواند محصولات تولیدی اش را در بازارهای هرمزگان و کرمان به فروش برساند . او وقتی به اداره راه و شهرسازی لارستان مراجعه می کند ، می گویند به ما ربطی ندارد در حوزه لارستان نیست و وقتی به مسوولین هرمزگان مراجعه می کند می گویند در حوزه فارس است .
این روستاییان محروم از مسوولین انتظار زیادی هم ندارند همین که مشکلاتشان را بدانند و پیگیر حل آن باشند برایشان کافیست حتی اگر به خاطر محدودیت های قانونی مشکل حل نشود . این در صورتی است که بدانند مسوول مربوطه صادقانه تلاش نموده است .
چرا باید مرکز نشینان به جای خدمت رسانی ، روستاییان محروم را به عنوان رقیب و شهروند درجه دو ببینند و برای شکست نخوردن از آن ها پیشنهاد اجماع بدهند .
آیا بهتر نیست نماینده لارستان از جنس همین مردم محروم باشد که درد آنان را با عمق جان خود احساس نموده و صادقانه برای رفع این محرومیت ها پا به عرصه خدمت رسانی نهاده است ؟
همانگونه که مقام معظم رهبری می فرمایند باید به کسی رای داد که خود رنج کشیده و طرفدار ضعفا باشد :
«بگرديد آدمهاي مناسب را براي اين كار مهم پيدا كنيد … نماينده بايد … طرفدار ضعفا و قشر ضعيف باشد. قانون بايد بتواند از حقوق ضعفا دفاع كند، والاّ قانوني كه پولداران را پولدارتر كند، قانون مملكت اسلامي نيست. قانون بايد بتواند گرهها را باز كند و به درد دل قشرهاي محروم برسد. نماينده بايد آدمي باشد كه اين چيزها را بفهمد.» (بيانات مقام معظم رهبری در ديدار اقشار مختلف مردم- 13/11/1378 )
«كسي كه مي آيد به مجلس… بايد طرفدار محرومين باشد؛ بداند كه در كشور محروميت هست و سعي و همّت او باشد كه رفع محروميت كند.»( بيانات در ديدار اقشار مختلف مردم قم- 18/10/1382)
امید علی معزی – مدیر مسوول ماهنامه پسین دهکویه
دیدگاهها
احسنت به شما حرف دل ما رو زديد به نكته اي كه سالها گريبانگير لارستان است خوب اشاره كرديدوحرف شما حق است.
خوراکخوان (آراساس) دیدگاههای این محتوا