بروابظ عمومی شورای شهرستان ، دانیال افتخاری: در روزها و شبهای محرم الحرام بهویژه دههی نخست آن که بازار مراسم، روضه، سخنرانی و سینهزنی در هر شهر و دیاری داغ است، شهر ما نیز با پیشینهی کهن و شیوهی خاص عزاداری برای خود، گرمِ زنده نگه داشتن نام و یاد بزرگمرد ایثار و شجاعت و تقواست؛ حضرت حسین بن علی (علیه السلام).
پس از گفتوگویی مفصل و خواندنی با حاج رحمت الله رحیمی یکی از دلدادگان حسینی از محلهی «گاله» (دگل) که یکی از محلات «حیدری» لار بهشمار میآید، پس از چند روز پای سخن یکی دیگر از خادمان اباعبدالله (ع) نشستیم که از معتمدان شهرمان است و عضوی از محلات «نعمتی».
آقای حاج یوسف هدایتی، زمانی در شورای اسلامی شهر لار عضو و از فعالان فرهنگی بوده، در سال ۱۳۱۳ شمسی در محلهی «نو» به دنیا آمده است؛ هرچند خودش میگوید که مدت زمانی هم در محلهی «آردفروشان- کوی سادات» ساکن بودهاند. (گفتنی است محلهی آردفروشان در آن زمان دارای ۵ کوی بوده: کوی «سادات»، «مسجد جامع»، «مسگری»، «صاحب الزمان» و «شاه سلطان عباس»)
او در گپ و گفتی کوتاه اما صمیمانه با یعقوب موحدی، ضمن بیان ویژگیها و خاطراتی از عزاداری امام حسین در روزگار قدیمِ این شهر، به سابقهی ارادت خود به سرور شهیدان و آزادگان جهان اشاره میکند: «از روزهای کودکی در حالی که ۵ سال بیشتر نداشتم در سینهزنی شرکت میکردم، اما در نهایت برای ختم آن که در یک خانه یا حسینیه جمع میشدند، ما بچهها را راه نمیدادند!».
آقای هدایتی با بیان اینکه بخشی از محلهی نو کنونی، بیابان و زمین کشاورزی بوده، برایمان از برنامههای عزاداری و برخی بزرگان این محله میگوید؛ برهنه بودن سینهزنانِ آن دوران از نکات مهم خاطرات است. چند دور گشتن و سینه زدن مردم در مسجد، برای شکل گرفتنِ بهترِ دسته، از دیگر موارد جالبی است که در قدیم بیشتر دیده میشده است. مشهدی باشی نیکنام، حیدر ایوبی، رحمت مصلحی و حاجی خان نجفی از بزرگان محلهی نو بودهاند که مسئول هیئت مذهبی این محله از آنان نام میبَرد.
این خادم حسینی، که مدتی است به عنوان مسئول مجمع هیئتهای مذهبی لار فعالیت میکند، به محل ختم سینهزنیِ دستهها (هر دو گروه نعمتی و حیدری) هم اشاره میکند که ابتدا در منزل مرحوم «قنبر نیاکوثری» بوده و پس از زلزلهی سال ۳۹، به منزل مرحوم «عبدالمولا توسلی» منتقل میشود؛ هرچند به دلیل کمبود جا، در سالهای بعد محلهای دیگری برای ختم سینهزنی آنان انتخاب میشده است؛ از جمله این مکانها میتوان به منزل حاج کربلایی توکلی و منزل نوروزی اشاره کرد.
حاج یوسف هدایتی پس از نام بردن از بعضی نوحهخوانان مشهور آن زمان، یعنی «آخوند زینل»، «حاجی جمالی»، «استوار پیشبین» و « دارا بدر»، از رسوم عزاداری آن روزها بیشتر برایمان میگوید؛ «آن زمان چون مشغولیتی مثل تلویزیون هم نبود، مردم خیلی زود (بعد از نماز مغرب و عشا) به خیابانها میآمدند و سینهزنی یا روضه شروع میشد؛ البته همیشه در ابتدا سخنرانی و روضهخوانی بوده تا مردم کسب معرفت کنند و سپس عزاداری و سینهزنی بوده و خوشبختانه حدود ساعت ۱۰ شب هم برنامهها تمام میشد.» او هم همچون آقای رحیمی تأکید میکند در زمان قدیم تماشاچی به ندرت در سینهزنیها دیده میشد.
بحث پخت و پز در ایام محرم بهویژه روز عاشورا هم جزء مباحثی بود که در گفتوگو با هدایتی مطرح شد؛ سنتی که البته از دیدگاه شرع مقدس و روایات بسیار مورد تأکید قرار گرفته اما شرایط و ضوابط آن هم باید رعایت شود تا پسندیدهتر و دور از اسراف باشد. در اینجا این مسأله مورد اشاره قرار گرفت در روزگار قدیم پخت و پزی نبوده و زمانی هم که این برنامه شروع شده، به شکل کنونی نبوده و در آن نظم و برنامهریزی بهتری صورت میگرفته است.
وقتی در مورد تعزیه و شبیهخوانی در قدیم سؤال میپرسیم میگوید این سنت وجود داشته اما اندکی با این روزها متفاوت بوده است. در اینجاست که خاطرهی جالب و در عین حال ناراحت کنندهای از اجرای یکی از تعزیهها در لار (سال ۱۳۳۱) تعریف میکند. «تعدادی از اسب را برای تعزیه از ژاندرمری قدیم لار امانت گرفتیم تا تعزیه اجرا کنیم؛ صاحب اسب، یکی از اسبهایش را به ما نداده بود اما با اصرار بزرگان محلهی نو که معمولا تعزیه در آن محل برپا میشد، توانستیم اسب بعدی را بگیریم اما گفته بودند که اسب چموش و سرکشی است. شخصی به نام محمد صادق نمازی پور که خدمتگزار آموزش و پرورش لار بود، نقش امام زین العابدین (ع) را بر عهده داشت که روز عاشورا در حال بیماری بودهاند. او را بر همان اسب سوار خواباندند و پایش را به زیر شکم اسب بستند؛ بعد از اجرای بخشی از شبیهخوانی در کوچه پس کوچهها، قرار شد کار تمام شود... اسب را که رها کردند، افسارش را به دست خود آقای نمازی پور دادند تا برود؛ متأسفانه پای او را هم از زیر شکم اسب باز نکردند! و اسب در حال سرکشی آن بیچاره را بر زمین زده بود و بعد از مدتی او را پیدا کردند که فوت کرده بود!»
در پایان صحبتها، این پیرغلام امام حسین، به سخنی از آیت الله آیت اللهی (ره) اشاره میکند که در جواب بعضی مردم که خواسته بودند هر محله در مسجد یا حسینیه خودشان برنامه عزاداری برگزار کند، گفته بودند: «هرگز نباید این عزاداری سنتی لاری را از بین ببرید و مخصوصا در روز عاشورا همه باید به خیابانها بیایند و مراسم سینهزنی را به نحو باشکوهی اجرا کنند.»
او شعری را هم به عنوان حُسن ختام صحبتها میخواند: «در قلب بشر، مونس و دمساز حسین است/ در خلوت دل، محرم اسرار حسین است/ از مردم دنیا مطَلَب حاجت خود را/ درخواست از او کن که سبب ساز حسین است/ در حفظ و نگهداریِ قرآنِ محمد/ سرباز سرافراز فداکار حسین است»